|
متن سخنان مهندس رحیم مشایی در نخستین جلسه هیئت دولت در سال 89
سلامُ علیکم و رحمـة ا.... السلام علیک یا ربیع الانعام ونورة الایام. تبریک عرض می کنم سال 1389 را به حضور همه شما همکاران عزیز در دولت، خواهران و برادران گرامی و همه ملت ایران و مقام معظم رهبری. و در رأس همه تبریک عرض می کنم به پیشگاه به قول خودمان در ایام نوروز سین سرسبد آفرینش سید و سالار بشریت حضرت ولی عصر عج ا... تعالی فرجه شریف. من بهره می گیرم از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی که بسیار زیبا و دقیق قلب عالم امکان و بشریت را مورد توجه قرار دادند و به زیبایی هرچه تمام تر حقیقت بهار را در بالاترین مقیاس مطرح کردند. اگر برای همه پدیده های عالم هستی و طبیعت ، بهار مطرح هست که همراه هست با نوشدن فصل و دوره ی حیات و شکوفایی قطعاً هیچ گلی زیباتر، خوشبوتر و مهمتر از گل وجود انسان نیست و اگر طبیعت بهار دارد و گلها بهار دارند و درختان و سبزه زارها بهار دارند و تن طبیعت جان دوباره می گیرد انسان هم بهار دارد. در عباراتی که درباره ساحت قدس مهدوی آمده است که من در طلیعه عرایضم عبارتی زیبا و نغز و بسیار مهم و استراتژیک را عرض کردم خطاب به حضرت که سلام بر تو ای ربیع الانعام ای بهاران انسانها ای بهار مردمان و نقرت الایّام .ای خرّمی دوران. بهار آغاز است و معنایش آن است که پیش از آن زمستان است. تاریخ تا زمان زمانه ی او زمستان است. در زمستان هم خورشید داریم نسیم هم داریم. گل هم داریم اما بهار هنگامه ی دیگری است. آمدن او آغاز انسانیت است. آغاز فهم این معنا است که چرا خداوند بر فرشتگان فخر کرد به واسطه وجود انسان، سؤالیست که از ابتدا تا کنون در ذهنها مطرح است که راستی چرا خداوند به واسطه انسان بر فرشتگان فخر فروخته است. اما کسی به پاسخ این سؤال نرسیده است. بله تا آن بهار هیچکس در نخواهد یافت که چرا خداوند بر فرشتگان فخر فروخته است. دلیل آن روشن است انسان آشکار نشده است.انسان شکوفا نشده است.انسان پدیدار نشده است. این چهره ی نا تمام انسان است که امروز در پهنه گیتی زندگی می کند. حرف می زند اما حرفهای خوب مانده است. زیباییها مانده است در پرده ها افسرده است. به امید آن روز که قریبش می پنداریم با رخ نمودن چهره واقعی انسان و بهره مندی چهره های انسانی از رخ ماهتاب انسان کامل حقیقت وجود آدمی آشکار بشود. آن موقع هیچکس در فکر سبقت گرفتن از دیگران نیست. مگر آنکه همه عشق و امیدش این باشد که دستهای همراهان را هم با خود ببرد. همه را همراه خود کند. کسی در زندان نفس خود گرفتار نمی ماند. کسی فضای تنگ و تاریک دنیای خودخواهی خودش را بر جهان عظیم و بی انتهای انسان که اندازه خداست ترجیح نمی دهد. چه جایی برای جمع می ماند وقتی که قصه پرغصه ی حسادتها جایی در ادبیات و قاموس ناموس انسانی نداشته باشندجمهوری اسلامی ایران، فرهنگ اسلام ناب، حقیقت علوی بین الملل ،همه و همه بیانگر این نقطه اصلی و زیبای تاریخی اند ما که در معادلات امروز جهانی در عرصه های بین المللی، نه در معادله شرقی مانده ایم و نه در معادله غربی. نه شرقی، نه غربی بخش مهمی از حیثیت وجودی جمهوری اسلامی ایران است. خب سؤال است ما که نه در معادله غربی هستیم و نه در معادله شرقی پس کجا هستیم؟ اگر از ما بپرسند که شما که بر سر در وزارت خارجه نوشته اید که در مقام اظهار موجودیت بین المللی که نه شرقی هستیم و نه غربی هستیم شما چی هستید؟ پاسخ به این سؤال مهمترین مسئولیت نظام ماست. بیان اینکه ما چی هستیم، کی هستیم؟ از کجا روانه شدیم و به کدام سو رهسپاریم مهمترین مسئولیت است. زیرا در پاسخ این سؤال آدرس به همه انسانها در پهنه گیتی داده می شود همه باید بدانند رئیس جمهور آمریکا از ما سؤال می کند شما چه می خواهید؟ آیا اینکه ما چه می خواهیم هنوز به گوش جهانیان نرسیده است. شاید او محق نیست در این سؤال اما ما شاید باید فکر کنیم که او به ما مهمترین مسئولیت خودمان را اشاره می کند راستی ما کی هستیم؟ به کدام سمت می رویم؟ چه می خواهیم؟ کدامین جهان را برای مردمان نوید می دهیم؟ همه آدمیان همه قبیله ها همه شعوب همه ملت به آینده خوش بینند. آینده ی روشن را اطمینان دارد. این چیزی نیست که در مکتب فلسفی اثبات بشود. نه نیازی نیست به اثبات ،این عیان است. نیازی به بیان ندارد. فطرت انسانی می داند و می فهمد حقیقت مند بودن فلسفه حیات ووجود را و اینکه کاروان بشر به راه افتاده است. از نقطه ای آغاز کرده است. رو به سمت قبله ای دارد که آن قبله در سرزمینی پر از نور است این فهم مشترک همه انسانها در همه جهان است. این سرمایه بزرگ است که می باید از آن بهره بجوییم. برای نظام ما مهمترین مسئولیت آن است که در بیان و تفهیم نفی شرق و غرب قبله ی نورانی را آشکار می کند. به مراتب بالاتر از قبیله حجاز است. خانه عشقی را نشانه می رود به مراتب بالاتر از خانه خدا وعده ای که در تاریخ داده شده است اگر ما در اقتصاد اگر در سیاست اگر در امنیت طالب رشدیممحق هستیم اما باید بدانیم که اقتصاد ما، که امنیت ما، که سیاست ما، که فرهنگ ما ،که اجتماع ما همه و همه، به شرط آنکه همگی انگشتهای خود را به سمت آن قبله و آن کعبه نشانه برویم به مسئولیت عمل کردیم. مأموریت ما این نیست که گوی سبقت از اروپا و آمریکا در اقتصاد برباییم. نه مسئولیت ما این نیست از این فراتر است. مسئولیت ما ایجاد فضایی از نشاط در جامعه ملی ما در جامعه بین الملل ما ایجاد فرصتهای شکوفایی برای انسان ها در عرصه جهانی برای فهم آن حقیقت از چشم بر کنار رفته است که جهان متوجه بشود که راه او چیست و قله ای را که به سمت آن نشانه رفته است، کجاست؟ سال 89 حتماً سال سخت تر و دشوارتر است. اما سختی و دشواری آن از جنسی دیگر است. آدمی اگر بداند که به نوک قله ها نزدیکتر می شود چه حالتی دارد. شما به کوه رفته اید. پس از مدتی کوه پیمایی خسته می شوید هرچه جلوتر می روید انرژی شما کمتر می شود اما تجربه کرده اید وقتی می فهمید که نوک قله در رصد چشم شماست و وقتی دریافته اید که دقیقه ای دیگر تا نوک قله باقی نمانده است آنگاه سرعت افزون می یابید انگار کار را از نقطه اول آغاز کرده اید. این انرژی از کجا می آید. این انرژی شوق رسیدن به قله استحتماً رسیدن به قله ها سربالایی ست. کسی در سرازیری به نوک قله نرسیده است. سخت تر است دشوارتر است. اما دلپذیرتر است. سال 88 سال دشواری بود. یکی از دشوارترین سالهای انقلاب ما بود. هزینه سنگینی پرداخت کردیم از حیثیت مان هزینه کردیم متهم شدیم به دو دستگی و تفرّق و پراکندگی. متهم شدیم و به ما تهمت زدند. تصویری که از ما ارائه کردند تصویر ساختمانی 30 ساله که اکنون ترک برداشته است و چون این ترک به شکافی بیانجامد آنگاه این خانه از پای بست ویران است. اما این امید و ناامید شیطان بود. خداوند نصرت خود را در زمانیکه امیدواران، قلیل می شوند نازل می کند. زیرا قدر نصرت الهی در آن وقت بیش از هر زمان دیگر آشکارتر است و عزم برای گامهای استوارتر جزم ترسال 89 سالی است که می باید ما با حس رسیدن به نوک قله ها تلاش جدی تر، مضاعف تر و چندبرابر داشته باشیم. به امید دستیابی به نتیجه های بزرگتر. زمان دیر است و فرصت اندک. سرشماری موفقیت های روبه تعالی و روبه تزاید نظام ما، ملت ما، مردم ما و دولت ما بیش از آن است که در چنین فرصت محدودی قابل توصیف و سرشماری باشد. اما یقین داریم نگاه ما چون به سوی برترین، بهترین ،زیباترین، حکیم ترین، دانشمندترین، عاقل ترین، خردمندترین، بلندقدترین، رعناترین، انسان همه هستی است، هیچ ترسی، هیچ تردیدی و هیچ شکّ و شبهه ای در دل هیچ مؤمن امیدواری باقی نخواهد ماند. یادمان باشد بهار 89 نوید است و یادبودی است برای توجه دادن نه به رستاخیز که مردگان زنده می شوند و نامه اعمال به دست داده می شوداین یادآور قیامت بزرگیست که بدون تحقق آن قیامت حساب و کتاب نه ضرورت دارد اتفاق بیفتد و نه امکان وقوع دارد. تا قیامت به قیام مهدی نشود قیامت حساب و کتاب از نظر فلسفی هیچ توجیهی ندارد. حکایت انسان بدون آمدن او برای حساب و کتاب دقیقاً حکایت محصّلان و دانش آموزانی است که بر سر کلاس درس 22 فصلی نشسته دو فصل به پایان رسیده و از آنان امتحان می ستانند. می شود از یک کلاس با 22 فصل درس از دو فصل هم امتحان گرفت. ظاهراً عادلانه هست. ولی همه می دانند، چه آنان که نمره خوب گرفتند، و چه آنان که نمره بد گرفتند.هر دو می دانند که در این کلاس نه فقط محصّلان بلکه معلمان و مدیران و همه مسئولان سرکار آمده اند. دعا می کنیم که دعای بهترین و کاملترین انسان،بدرقه راه کاروان بشر باشد. کاروانی که بزودی در خواهد یافت که جایگاه رفیع انسان کجاست. تا بفهمد که از آن پس قله های بلند انسانی کجاست تا به شوق رسیدن به قله ها نه از گام و پا بلکه از بالها و پرها مدد بگیرد برای پروازی به خاطر ماندنی و جاودانهوالسّلام علیکم و رحمت الله و برکاتُ
1 شهريور 1388
نسخه
قابل چاپ
ارسال نظر
|